1394 689 0912 info@golshin.com

تکنیک های صدا سازی در مداحی

GOLSHIN اجرای زنده, مقالات تکنیک های صدا سازی در مداحی

اجرای زنده مقالات

تکنیک های صدا سازی در مداحی

ارسال شده توسط مصطفی محمدی

مطالب زیر حاصل تجربیات شخصی و به قلم کربلایی سید یحیی تقی زاده نوشته شده است که جهت آشنایی علاقه مندان به این حوزه در وبسایت شرکت گلشین منتشر گردیده است.

الف) تمرينات صدا

به طور معمول تمرينات صوتي با سه رويکرد مختلف قابل طراحي و تنظيم است. بايد توجه داشت که در برخي از ويژگي هاي صوتي تمرين نمي تواند نقش چندان مؤثري در بهبود وارتقاء آن ويژگي داشته باشد. براي مثال در طنين ذاتي صوت و يا تحرير، اگر استعداد اوليه قابل توجهي وجود نداشته باشد، با تمرين نمي توان آن را بهبود بخشيد اما در ساير ويژگي هاي صوتي تمرينات حساب شده و مستمر يقيناً موجب بهبود هر چه بيشتر آنها خواهد شد.

تمرين انعطاف و وسعت

اين تمرينات بهتر است صبح ها پيش از صرف صبحانه و يا عصرها پس از استراحت بعد از ظهر و به مدت 15 تا 20 دقيقه در روز و در يک برهۀ زماني 4تا6 ماهه صورت پذيرد. ابتدا لازم است يک دياپازون يا تيونر(Tuner) تهيه نموده تا بوسيله آن بتوانيد تمرينات مربوطه را انجام دهيد. توجه داشته باشيد دياپازون ها معمولاً دو نوع هستند. نوع معمولي که خود به دو شکل مختلف يعني دايره شکل و نعل اسبي است و نوع ديجيتالي آن که به نام تيونر شناخته مي شود.

آنچه که بيشتر در دسترس علاقمندان است نوع دايره شکل دياپازون است. دياپازون وسيله اي است که به واسطه ي آن مي توان صداي نت هاي موسيقي را اجراء و فرکانس صحيح و استاندارد هر نت را شناخت. به همين سبب آن را متر صدا مي دانند همان طور که به وسيله متر مي توان قد را اندازه گيري کرد به وسيله دياپازون نيز مي توان وسعت يک صدا را شناخت. در اطراف دايرۀ دياپازون سوراخ هايي به تعداد 13 عدد وجود دارد که در مقابل هر سوراخ حروف يا علامت هايي درج گرديده است.

حروف A، B، C، E، F و G به ترتيب نشان گر نت هاي لا(La)، سي(Si)، دو(Do)، ر(Re)، مي(Mi)، فا(Fa) و سُل(Sol) مي باشند. علامت هاي b(بمل) و #(دييز) هم در بين اين حروف به معناي اين است که نت اصلي نيم پرده بم يا زير گرديده است. اگر در هر سوراخ فوت کنيم صداي آن نت شنيده مي شود فاصله هر سوراخ با بعدي نيم پرده و با سوراخ يکي پس از آن يک پرده است.

البته به ياد داشته باشيد که در موسيقي بين نت هاي سوم و چهارم يعني مي(Mi)، فا(Fa) و هفتم و هشتم يعني سي(Si) و دو(Do) به طور طبيعي نيم پرده وجود دارد. به همين دليل است که روي دياپازون بين اين نت ها علامت بمل و دييز وجود ندارد. براين اساس مجموع پرده هاي موجود در يک گام موسيقايي يعني از نت Do تاDo بعدي 6 پرده است.

ابتدا با استفاده از يک دياپازون، پائين ترين فرکانس صداي خود را پيدا نمائيد. سپس از همان نت يا درجه شروع به کشش صدا به صورت آواي(آ) به مدت يک تا دو دقيقه(البته همراه با اعاده نفس) نمائيد. دقت کنيد که در حين کشش هر نت، فرکانس صدا بالا و پائين نرفته و ثابت بماند. سپس در سوراخ بعدي نت شروع (با فاصله نيم پرده) دميده و همين عمل راتکرار نمائيد. مجدداً به همين شکل يعني به صورت نيم پرده، نيم پرده صداي خود را بالا برده و تا جايي که احساس فشار و ناراحتي در حنجره خود نمي کنيد اين کار را ادامه دهيد. در اين تمرين چند نکته حائز اهميت است:

اولاً: بايد حداقل به مدت يک ماه اين تمرين را روزي يک يا دو جلسه انجام داده سعي کنيد در لابلاي تمرينات گاهي بدون استفاده ازدياپازون و باتکيه برذهن و گوش خود نت ها را اجرا نمائيد.

ثانياً: پس از يک ماه اول که گوش شما به فواصل نيم پرده آشنا شد. مدت يک ماه هم روي فواصل بيشتر از نيم پرده مثلاً 1،1 يا 2 پرده تمرين نمائيد تا گوش شما به خوبي با درجات و فواصل بين آنها مأنوس گردد. اين کار موجب مي شود تادر آينده از ناکوکي ها و فالش هاي احتمالي که ممکن است در اثناي تلاوت براي شما پيش آيد کاسته شود.

ثالثاً: در ماه هاي بعدي سعي نمائيد از مدت کشش هر نت(1تا2دقيقه) کاسته و بر سرعت اجراي نت ها بيفزائيد. در اين حالت ممکن است به مرور به مرتبه اي برسيد که تمامي نت ها يادرجات صداي خود رادر کمتر از 5 ثانيه  اجراء نمائيد.

رابعاً: تلاش نمائيد همان طور که صداي خود رادر جه به درجه بالا مي بريد. به همان  شکل هم به جاي اوليه بازگردانيد درواقع لازم است اين تمرينات هم به شکل صعودي و هم به شکل نزولي انجام پذيرد.

خامساً: پس از دو هفته اول تمرينات، سعي نمائيد يک تا دو درجه به بالاترين حد صداي خود اضافه نمائيد. دقت کنيد که اين افزايش بايد با يک شيب ملايم و بدون فشار غير منطقي به حنجره صورت پذيرد.

سادساً: توجه داشته باشيد اين تمرينات به شکل خلاصه تر و کوتاه تر مي تواند به منظور گرم کردن صدا، مورد استفاده قاري پيش از تلاوت هاي تمريني وي قرار گيرد.

تمرين پردازش صوت(صدا سازي)

اين تمرينات معمولاً بادو رويکرد متفاوت انجام مي گردد:

اول: تمرينات کنترل شدت يا ولوم صدا

دوم: تمرينات بهبود طنين صوت(پردازش طنين)

پيش از هر سخني در خصوص اين تمرينات لازم است نکاتي را به استحضار شما خوانندگان گرامي برسانيم:

نکته اول اين که اگر چه هرانساني از نظر طنين ذاتي صدا، داراي شخصيتي خاص مي باشد که صداي او را از ديگران متمايز و مشخص مي سازد و حتي به اين اعتبار، زير و بمي صداي فرد نيز جزوي از اين شخصيت است که ممکن است يک صدا را گيرا و جذاب و ديگري راغير جذاب جلوه دهد. اما بايد دانست که تا حد قابل توجهي مي توان به مدد تمرين و ممارست طنين صدا راتغيير داده و بهبود بخشيد. نکته دوم، در مورد شدت و حجم صداي افراد مختلف است، همانگونه که در منابع فيزيک صوت آمده است صداها از نظر شدت و حجم داراي مراتب مختلفي هستند. در انسان ها هم اين شدت ورسايي متفاوت است گاهي برخي از افراد حتي هنگام صحبت کردن معمولي هم، به قدري صدايشان داراي شدت و قوت است که گوش اطرافيان خود را مي آزارد و در مقابل عده اي هم هستند که هنگام تکلم صدايشان به سختي به فاصله يک تادو متري مي رسد. يکي ازمسايل مهم در هر نوع فعاليت خوانندگي و از جمله هنر تلاوت قرآن بکارگيري ميزان مشخص و مطلوبي از اين شدت و حجم است، به طوري که بر دامنۀ زيبائي صدا و آهنگ ها افزوده شود. به چنين موضوعي کنترل شدت و حجم يا استفاده صحيح از ولوم صدا گفته مي شود.

اول) تمرين روي کنترل شدت و حجم

فرض نمائيد راديوي منزل شما در حال پخش تلاوت قرآن است اما ولوم صداي راديو به اندازه اي نيست که شما کلمات آيات مورد تلاوت را به خوبي تشخيص دهيد در اين حالت شما با زياد کردن ولوم راديو ميزان انرژي صوتي بيشتري را وارد فضاي اطراف راديو مي نمائيد و به اين ترتيب ضمن اين که خودتان صدا را با وضوح بيشتري مي شنويد ديگر اهالي منزل هم که در اتاق هاي ديگر هستند مي توانند از تلاوت قرآن بهره مند گردند. عملي که در اين حالت اتفاق افتاده است افزايش ارتفاع يا فرکانس صداي قاري نيست بلکه افزايش شدت و توان صداي اوست که با واحدي به نام وات و علامت(W) مشخص مي گردد که ارتباطي بابم و زير خواندن وي ندارد. علت تأکيد روي اين مطلب اين است که بسياري به اشتباه حجم، شدت، بلندي و رسايي صدا را بازير و بمي يکسان مي انگارند در حالي که گاه دو صداي هم فرکانس ممکن است از شدت و حجم يا بلندي متفاوتي برخوردار باشند.

در مثال ياد شده، شدت و حجم به وسيله فن آوري و توسط تنها يک پيچ ولوم که خارج از اراده قاري است افزايش يا کاهش مي يابد. اما اين امکان وجود دارد که انسان با ميل و اراده خود اين ولوم را در صداي خود و به هنگام صحيت کردن يا خواندن ايجاد کند. براي دستيابي به اين موضوع بايد تمرينات زير انجام گردد:

ابتداء بااستفاده از همان روش قبلي و با بهره مندي ازدياپازون واجراي صداي نت ها از پائين به بالا عمل کرده و اين بار هنگام امتداد صوت در هر نت سعي نمائيد از بالاترين شدت، کم کم صدا را به اندازه اي ضعيف نمائيد که به مرز زمزمه(در گوشي صحبت کردن) و بي صدايي برسد و در مرتبه دوم همان نت را به شکل عکس يعني از صداي ضعيف به صداي قوي اجراء نمائيد و اين کار را روي تمامي درجات و نت هاي موجود در صدايتان ادامه دهيد. مدت اين تمرين همانند تمرين قبلي است. اما ذکر دو نکته مهم درباره اين تمرينات لازم است:

نخست اينکه: برخي از صداها که ذاتاً شديدتر و قوي تر هستند نياز افزون تري به اين تمرينات دارنددر حالي که ممکن است صداهاي لطيف تر به طور ذاتي از شدت و حجم مناسبي براي تلاوت برخوردار بوده و نياز کمتري به اين نوع تمرينات داشته باشند.

نکته دوم اين که لازم است ابتدا تکنيک يافن کم و زياد کردن ارادي صدا را فرا بگيريد تا سپس در جاي خود بتوانيد از اين فن درتلاوت استفاده مناسب بنمائيد.

پس از گذراندن اين مرحله از تمرينات، بهتر است آن را به شکل عملي در تمرينات تلاوت خود به کار گيريد براي اين کار شايسته است هر رديف لحني را 3 تا 4 بار با شدت هاي مختلف(در همان درجه صوتي) تکرار نموده صداي خود را ضبط کنيد تا پس از پايان تلاوت و استماع مجدد آن به درک لازم از بهترين و مناسب ترين اندازه شدت در صداي خود دست يابيد.

استفاده از اين تمرينات درتلاوت قرآن دو کاربرد مختلف دارد.

اولاً: با اين تمرينات، قاري مي آموزد به طور کلي چه اندازه اي از شدت يا ولوم صداي خود را در تلاوت مورد استفاده قرار دهد که اين استفاده مناسب از شدت و حجم موجب افزايش عمر صدا خواهد شد، اين کاربرد بيشتر رويکرد صوتي دارد تا لحني.

ثانياً: گاه استفاده از ولوم براي تزئين و تجميل نغمات و الحان صورت مي پذيرد به طوري که اگر در بعضي از مواضع نغمه يا لحن از کم و زياد کردن  ولوم استفاده شود آن نغمه يا لحن زيباتر جلوه مي کند. که اين کاربرد بيشتر رويکرد لحني دارد.

دوم تمرين بهبود طنين(پردازش طنين)

توجه داشته باشيد که هدف از اين تمرين تنها بهبود کيفيت صداي موجود است و اگر کسي تصور کند که با اين گونه تمرينات مي تواند شخصيت و ذات صداي خود راعوض کند، کاملاً در اشتباه است اما اين تمرين به شخص کمک مي نمايد به شکل تصنعي، صداي خود را از مناسب ترين موضع در دستگاه تکلم، تشديد و خارج نمايد.

شايع ترين مورد استفاده اين تمرينات براي کساني است که عادت به خيشومي يا توي بيني خواندن دارند. همانگونه که ميدانيد وقتي هوا از حنجره عبور کرده و تارهاي صوتي را به ارتعاش در مي آورد در مسير عبور در فضاهاي مختلفي تحت تأثير قرار مي گيرد اين فضاها عبارتند از حلق و گلو(فارنکس)، دهان(جوف)، بيني(خيشوم) و سينوس ها.

صدا پس از خروج از دستگاه تکلم با رنگ ها و کيفيت هاي متفاوتي به گوش ما مي رسد و اگر نقش حلق بيشتر باشد صدا کمي خفه تر و به اصطلاح ته چاهي شنيده شده و به همان ميزان هم خش ها و فرکانس هاي زايد صدا کمتر مي گردد. حتي زاويه باز و بسته بودن لب ها هم در نوع صدا و حالت آن تأثيري مستقيم دارد.

در اين تمرين ياد مي گيريد که چگونه با جابه جا کردن محل تشديد صدا، بهترين و مطلوب ترين کيفيت صداي خود را پيدا کنيد. ابتدا براي فهم بيشتر موضوعي سعي کنيد، صداي شخصيت هاي مختلف تلويزيوني يا کارتوني را تقليد نمائيد. در اين کار اتفاقي که مي افتد اين است که شما با تغيير محل تشديد صدا سعي مي کنيد به صداي فردي که از او تقليد مي کنيد نزديک شويد. از اين موضوع استفاده کرده و تلاش کنيد ابتدا صداي خود را درون گلو يا حلق تشديد و کم کم محل تشديد را به سمت بالاتر انتقال داده، اين کار را بارها تکرار و تمرين نمائيد. بديهي است در اين جابه جايي ها صداهاي مختلفي با شخصيت هاي متفاوت قابل توليد است. براي مثال، افرادي که در صداي آنها فرکانس هاي اضافي وجود دارد و به عبارت ديگر صدايشان خش دار يا رگه دار شنيده مي شود مي توانند با عقب بردن محل تشديد صدا به سمت حلق از ميزان فرکانس هاي زايد صدا کاسته و به اصطلاح صداي صاف تري توليد نمايند يا اشخاصي که عادت به تشديد صدا در بيني و خيشوم دارند مي توانند با مسدود کردن حفره هاي بيني به وسيله دست در هنگام توليد صدا مسير صدا را از بيني و سينوس ها به سمت جوف يا فضاي دهان سوق دهند. اين کار نياز به استمرار زيادتري داشته تا به مرور عادت خيشومي خواندن از بين برود.

مسئله حائز اهميت در اين بخش اين است که گاه ممکن است در پرده هاي پائين صدا طنين يا رنگ صوتي مناسبي داشته باشد اما در طبقات بالاتر، از رنگ مناسبي برخوردار نباشد. بديهي است چنين افرادي بايد تمرينات مربوطه را در طبقات پر فشار بيشتر انجام داده و با استفاده از روش ياد شده در پرده هائي که احساس مي نمايد صدا زيبائي و رنگ مناسبي ندارد تغييرات لازم را ايجاد نمايند. به ويژه در هنگام تلاوت قرآن که صدا از حالت محض تبديل به الفاظ و حرکات در قالب نغمات مي گردد، مسئله تغيير رنگ صدا بيشتر مشخص مي گردد. بنابراين علاوه بر تمرينات ياد شده بهتر است مدتي هم صرف تمرينات با کلام در قالب تلاوت قرآن، آن هم در پرده هاي متوسط و فوق متوسط گردد، تا قاري بتواند به وضعيت ثابتي از نظر رنگ صدا دست يابد.

تمرين استقامت صدا

از آنجا که کاربرد صدا در هنر تلاوت قرآن با تمامي انواع هنرهاي آوازي متفاوت بوده و در اين هنر قاري هيچگاه نمي تواند در اثناي برنامه به استراحت لازم بپردازد، مسئله استقامت صدا و نحوۀ استفاده از صوت امري بسيار مهم به حساب مي آيد. معمولاً مدت استفاده بهينه از يک صدا در افراد گوناگون با يکديگر تفاوت دارد. برخي اوقات ديده مي شود که يک قاري پس از 10 تا 15 دقيقه تلاوت به مرور کيفيت صداي اوليه خود را از دست داده و دچار خستگي زودرس مي شود. در حالي که برخي از افراد مي توانند به راحتي در حدود 1 تا 5/1 ساعت به تلاوت بپردازند بدون اين که توان و استقامت خود را از دست بدهند. اين تفاوت ها به يک مسئله مهم باز مي گردد: نخست) عوامل ارثي(ژنتيک) يا نژادي مي تواند يکي از دلايل کم يا زياد بودن استقامت صدا باشد. زيرا همان طور که استقامت برخي نژادها به لحاظ بدني و يا برخي افراد به لحاظ ژنتيک بيشتر از ساير نژادها و افراد است ممکن است در خصوص صوت هم اين تفاوت ها وجود داشته باشد. بنابراين در چنين مواردي براي اصوات کم استقامت نمي توان کار چنداني انجام داد.

دوم) نوع استفاده از صوت، همان طور که در قسمت هاي پيشين بيان گرديد، مطمئناً آنهائي که صداي خود را با شدّت و قوت بيشتري در تلاوت مورد استفاده قرار مي دهند و يا به طور پيوسته و متوالي از طبقات صوتي بالا و پر فشار استفاده مي کنند، سريع تر به انرژي اندوخته شده صداي خود پايان داده و متعاقباً خستگي زودتر به سراغشان مي آيد. از همين دست مي توان به کساني اشاره نمود که پيش از ايجاد آمادگي لازم که در تلاوت از طريق اجراي پرده هاي بم و متوسط حاصل مي شود. خيلي زود اوج گرفته و به اين ترتيب تارهاي صوتي را در معرض خستگي زود هنگام قرار مي‌دهند. به هر حال براي کسي که مي خواهد به مدت 25 تا 30 دقيقه تلاوت نمايد. اجراي پرده هاي بم و ماقبل متوسط به مدت 5 تا 6 دقيقه امري ضروري به شمار مي رود.

سوم) تمرين هاي مناسب، کاملاً روشن است يک دونده ماراتن که معمولاً در مسابقات رسمي بيش از 40 کيلومتر را در دو ساعت و اندي مي دود، هيچگاه در روزهاي نخست ورزشي خود قادر به طي چنين مسافتي در مدت زمان ياد شده نبوده است. يقيناً او از مسافت هاي بسيار کوتاه تر آغاز و رفته رفته بر استقامت خود افزوده است. در به کار گيري صدا نيز چنين موضوعي کاملاً صادق است. معمولاً افراد مبتدي در روزهاي آغازين قادر به تلاوت هاي بيش از 5 تا 7 دقيقه نمي باشند اما به مرور و طي يک روند منطقي و با استفاده از برنامۀ تمريني همراه با شيب ملايم مي توانند روز به روز بر مدت تلاوت خود افزوده و اين مدت را به 25 تا 35 دقيقه که زماني کاملاً طبيعي و استاندارد براي افرادي است که به طور بالقوه چنين ظرفيتي را دارند، افزايش دهند.

در اينجا ذکر يک نکته ضروري است و آن اين که گاهي مشاهده مي شود افراد با سابقه در امر خوانندگي تنها پس از دقايقي از شروع برنامه صدايشان دچار مشکل شده و رخش و گرفتگي اجازه هنر نمائي به آنها نمي‌دهد. قطعاً چنين مسئله‌اي ريشه‌اي غير طبيعي داشته و بايد علل و درمان آن را نزد پزشکان متخصص حنجره جستجو نمود، زيرا به احتمال فراوان اين موضوع ناشي از نوعي بيماري در حنجره يا تارهاي صوتي است و ربطي به استقامت صداي فرد ندارد.

اولاً: تمرينات مربوط به تحرير و جنبه هاي مربوط به آن بهتر است در قالب تمرينات لحني همراه با کلام صورت پذيرد تا علاوه بر بهبود کميت تحريرها، کيفيت آنها هم بهينه گردد.

ثانياً: تمرينات صوتي حتماً بايد در مکان هايي صورت گيرد که قاري بتواند بازگشت صداي خود را بشنود. بنابراين تلاوت در فضاي باز و يا فضاهايي که صوت را جذب مي کند موجب فشار بيشتري به حنجره مي شود و چنين مسئله اي قطعاً به صداي قاري آسيب وارد مي کند.

ثالثاً: استمرار در تمرينات و پرهيز از شتابزدگي، امري کاملاً ضروري است و بايد دانست که بسياري از کيفيت هاي صدا به مرور و در بستر گذر زمان بروز مي کند به عبارت ديگر پختگي صدا مقوله اي است که با مرور زمان و گذشت ايام حاصل مي شود به شرط آن که تمرينات منظم و متناسبي وجود داشته باشد.

اول) تمرينات افزايش تنفس

ابتدا بايد توجه نمود که به طور کلي انسان ها از نظر جسماني و فيزيکي کاملاً با يکديگر متفاوت بوده هر کسي ويژگي ها و قابليت هاي خاص خود را دارد. همان طور که توان بدني افراد تفاوت هاي آشکاري با يکديگر دارد ممکن است کمي يا زيادي نفس در انسان ها هم متفاوت بوده و امري کاملاً طبيعي به نظر آيد. امّا با اين وجود نقش تمرينات و ممارست ها را در ازدياد نفس نمي توان انکار کرد هر چند افراد نادري هم يافت مي شوند که بدون تمرين و به طور ذاتي از نفس طولاني بهره مند هستند.

مي دانيد که تنفّس در انسان از دو بخش متفاوت «دم» و «بازدم» تشکيل شده است که هر کدام در جاي خود از اهميت ويژه اي برخوردار است بنابراين تمرينات مربوطه بايد به گونه اي انجام شود که هر دو عمل را در بر گيرد. براي انجام تمرينات مربوطه به دم و بازدم، بهتر است سه دورۀ زماني 20 تا 30 روزه را در نظر بگيريد.در دورۀ اول به تمرينات «دم» دوره دوم به تمرينات «بازدم» و بآلاخره دورۀ سوم هم به تمرينات ترکيبي(دم و بازدم) اختصاص دارد. نحوۀ تمرين به اين شکل است که در هر دوره، بايد روزي سه مرتبه به مدت 10 تا 15 دقيقه تمرينات زير را انجام دهيد:

در دوره اول سعي کنيد عمل دم را به شکل «تلمبه وار» و با شمارش توسط انگشتان دست، انجام دهيد. ممکن است ريه هاي شما در نوبت اول با 4 الي 5 شماره پر شود. پس از پر شدن ريه ها مدت 15 تا 30 ثانيه نفس را نگه داشته و پس از اينکه احساس سنگيني در شقيقه ها و سر خود نموديد نفس را به يکباره رها کرده، مجدداً همين عمل را تکرار نمائيد. نکتۀ قابل توجه اين است که در روزهاي بعد تلاش کنيد تعداد شماره ها را افزايش داده و مدت حبس نفس را تا جائي که امکان دارد بيشتر نمائيد. پس از طي دوره اوّل نوبت به بخش دوم تمرينات که نقش مهمّي در کنترل بيرون دادن نفس دارد مي رسد.

در اين بخش تمرينات عکس دورۀ اوّل انجام مي شود. در دوره اوّل عمل نفس گيري با شماره انجام مي شود امّا در اين دورۀ نفس گيري(دم) به طور دفعي و يکجا صورت مي گيرد و پس از مکث 15 تا 20 ثانيه اي به همان شکل «تلمبه وار» و با شماره، عمل باز دم و يا بيرون دادن نفس انجام مي پذيرد. در اين دوره نيز سعي کنيد بر تعداد شماره هاي بيرون دادن نفس و نيز مکث در هنگام حبس نفس بيفزائيد.

اما تمرينات دورۀ سوم ترکيبي است از دو دورۀ قبلي، به اين شکل که در اين تمرينات بايد تلاش کنيد هم با شماره نفس گيري کرده و هم با شماره نفس را بيرون دهيد. اين مرحله از تمرينات سخت ترين مرحلۀ تمرينات افزايش نفس است. به همين دليل لازم است ابتدا از شماره هاي کمتري استفاده کنيد و ميزان مکث فيما بين دو عمل دم و بازدم را از کم به زياد تنظيم نمائيد. بديهي است تعداد شماره ها تا 10 الي 12 شماره به مرور زمان قابل افزايش است و به همين نسبت طول نفس شما را هم زيادتر خواهد نمود.

براي درک بهتر افزايش نفس خود بهتر است پيش از شروع تمرينات ياد شده ميزان نفس خود را در طول قرائت يک قطعه قرآني اندازه گيري و ثبت نمائيد تا پس از طي مراحل سه گانه فوق بتوانيد متوجه پيشرفت خود و ميزان افزايش نفس تان شويد.

دوم) تمرينات تنفس صحيح

آنچنان که معروف است تنفس در انسان به دو شکل سينه اي(صدري) و شکمي (بطني) انجام مي شود. معمولاً در حالت بيداري و به ويژه انجام فعاليت هاي بدني يا ورزشي، نفس هاي انسان سريع تر و کوتاه تر و به گونه اي است که بيشتر قسمت شانه ها و سينه تکان مي خورد. در حالي که در هنگام استقرار و آرامش بدن و به ويژه خواب، نفس ها کندتر و طولاني تر بوده و به شکلي است که قسمت شکم انسان را تحت تأثير قرار مي دهد. به همين دليل است که در هنگام خواب به جاي شانه و قفسۀ سينه، شکم انسان بالا و پايين مي رود. کاربرد هر کدام از اين دو نوع تنفس با يکديگر متفاوت است. حتي در تلاوت قرآن هم گاه نياز به تنفس صدري است و گاه نياز به تنفس بطني.

همان طور که مي دانيد مسئله تنفس و طول نفس در هيچ يک از فنون آوازي به اندازۀ تلاوت قرآن کريم از اهميت برخوردار نيست. زيرا همان طور که پيش تر آمد امکان تجديد نفس در اثناي اجراي يک نغمه يا رديف لحني براي قاري وجود ندارد. در حالي که در ساير فنون آوازي مانند ابتهال يا آواز سنتي چنين ضرورتي وجود ندارد. اکنون با يادآوري مجدّد اين مسئله لازم است توجه نمائيد که نوع تنفس در تلاوت قرآن تا چه اندازه مي تواند اثر گذار باشد با اين توضيح که مثلاً تمامي قطعات قرآني را نمي توان با نوع تنفس صدري تلاوت کرد، بلکه در برخي اوقات ناچار است نفس هايي را مورد استفاده قرار دهد که طول و عمق بيشتري برخوردار است و البته اين گونه نفس گيري، تنها در نوع دوم يعني تنفس بطني امکان پذير است. بنابراين يک قاري قرآن بايد تلاش کند تا خود را به نفس گيري بطني عادت دهد. هر چند کاربرد نفس هاي صدري در تلاوت بيشتر است. براي دست يابي به تنفس بطني لازم است روزي سه مرتبه تمرينات زير را به مدت 10 دقيقه انجام دهيد.

به پشت بخوابيد و سعي کنيد بدون تکان خوردن قفسه سينه و شانه ها به گونه اي نفس گيري نمائيد که هواي داخل شده به ريه ها به قسمت پائين تر يعني پشت ديافراگم منتقل مي شود. سعي کنيد به مدت 15 ت 20 ثانيه نفس را نگه داشته سپس رها کنيد. در هر بار تلاش نمائيد نفس هاي شما عميق تر از قبل شود. پس از آن که نيمي از آن تمرين را در حالت خوابيده به پشت انجام داديد لازم است نيمۀ ديگر را در حالت چهار زانو انجام دهيد اين مسئله به شما کمک مي کند تا در حالت نشسته يعني وضعيت تلاوت قرآن هم به اين گونه تنفس عادت نمائيد.

در اينجا لازم است به يکي از مشکلاتي که معمولاً در تلاوت برخي از قاريان ديده مي شود و ارتباط مستقيمي با مسئله نفس دارد اشاره کنيم و آن اين است که گاهي وجود فشار نفس در پشت حنجره موجب تغيير حالت اصلي صوت در شخص گرديده و اجازۀ بروز قابليت هاي صدا را به وي نمي دهد. اين موضوع بيشتر به دليل اضطراب هاي ناشي از عدم اعتماد به نفس و در نتيجه افزايش ضربان قلب در موقع تلاوت است. همان طور که مي دانيد در موقع افزايش ضربان قلب بدن نياز به نفس هاي سريعتر پيدا مي کند و چون در اثناي تلاوت اين امکان براي قاري وجود ندارد، فشار نفس رفته رفته زيادتر و به حنجره منتقل مي شود. در نهايت صدا قادر نخواهد بود کيفيت واقعي خود را بروز دهد. در چنين و ضعيتي حال قاري مانند کسي است که گوئي بُغضي در گلو دارد و روشن است که حالت بُغض هم نخستين تأثير خود را روي تارهاي صوتي مي گذارد. براي رفع اين حالت علاوه بر اين که هيچگونه بر اضطراب خود در هنگام قرار گرفتن در شرايط استرس زا غلبه و آن را کنترل نمايند، اما پاره اي ديگر خود به تنهائي قادر انجام به چنين کاري نبوده حتماً نيازمند آن هستند که تحت نظر متخصص قرار گرفته و احياناً حتي در نوع شديدتر اضطراب نيز از داروهاي لازم استفاده نمايند. واضح است گروه دوم در وضعيت غير عادي قرار داشته و به احتمال فراوان هم قادر به انجام فعاليت هائي نظير بازيگري،خوانندگي، تدريس يا سخنراني که نيازمند اعتماد به نفس بالائي است نخواهند بود. بر اين اساس مسئلۀ تلاوت قرآن در حضور مردم را هم بايد از آن دسته کارهائي دانست که انجام آن براي افرادي که مبتلا به اضطراب شديد هستند امکان پذير نيست. پس روي سخن ما بيشتر با کساني است که قادر هستند با انجام تدابيري چند اضطراب خود را کنترل و آن را کاهش دهند.

اضطراب و علل پديد آمدن آن چيست؟

اضطراب را مي توان يک احساس مبهم ناخوشايند هراس و دلواپسي با منشاء ناشناخته دانست که وقتي به فرد دست مي دهد موجب عدم اطمينان، درماندگي و برانگيختگي فيزيولوژيک او مي شود. وقوع مجدد موقعيت هائي که قبلاً استرس زا بوده اند و يا فر از آن موقعيت ها آسيب ديده و يا عدم شناخت از موقعيت هاي جديد باعث اضطراب در انسان مي شود. همه انسان ها در زندگي خود دچار اضطراب مي شوند اما اضطراب شديد و مزمن امري غير عادي و مشکل ساز است. تحقيقات نشان داده است که اضطراب عموماً در خانم ها، طبقات و اقشار کم درآمد و محروم و افراد ميان سال و سال خورده بيشتر از سايرين است.

در هنگام اضطراب، مکانيسم هاي دفاعي بدن فعال شده و به دنبال آن ترشح آدرنالين از غدد فوق کليوي افزايش يافته و موادي که از تجزيه آدرنالين در بدن جمع مي شوند در نهايت بخش هاي مختلف بدن را تحت تأثير قرار مي دهد. جالب است بدانيد تلاش براي پرهيز از اضطراب و يا تفکر به آن خود موجب اضطراب بيشتر در فرد مي شود. بنابراين فرآيند غلبه بر اضطراب، فرآيندي زمان بَر است که به مرور حاصل مي آيد. منشاء اضطراب ممکن است در افراد متفاوت و گوناگون باشد. سابقه خانوادگي، اعتماد به نفس پائين(عدم خودباوري)، خستگي و کار زياد، ايده‌آل گيرئي غير منطقي، وقوع موقعيت هايي که قبلاً استرس زا بوده اند از مهمترين عوامل ايجاد اضطراب در اشخاص هستند.

اما از نظر متخصصان عوامل فرعي ديگري هم در وقوع اضطراب نقش دارند که از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:

دور بودن از خود واقعي و نقش بازي کردن در صحنه هاي مختلف زندگي، به اين مفهوم که برخي از افراد ويژگي هاي واقعي خود اعم از ظاهري مانند نوع چهره، قد و وزن و يا صفات شخصيتي خود را نپذيرفته و همواره در تلاش هستند چيزي غير از آنچه هستند را جلوه دهند. اين دوگانگي خود منجر به افزايش نگراني و تشويش در فرد مي شود. وجود فاصله زياد بين خود واقعي و آرمان هاي فرد هم اين گونه است. به هر حال هر انساني براي خود، ويژگي هاي مطلوب و ايده آلي را تصور مي کند که دوست دارد به آنها برسد  اما زماني که اين ايده آل ها با ويژگي هاي واقعي او فاصله زيادي داشته و دسترسي به آنها براي وي مقدور نباشد، چون فرد نمي تواند آن طور که دوست دارد باشد اين مسئله موجب ايجاد اضطراب و نگراني در وي مي گردد. نپذيرفتن شرايط واقعي زندگي و امکانات محيطي و عدم سازگاري با آن، ضعف و بيماري هاي جسمي و عدم درمان به موقع آن، احساس تنهايي و عدم حمايت روحي و رواني در زندگي، مصائب و مشکلات زندگي و فشارهاي محيطي پيوسته و مداوم به ويژه زماني که فرد قدرت حل مسئله و سازگاري اش ضعيف باشد، اختلال در غدد تيروئيد، بيکاري و کم تحرّکي، نداشتن نظم و بزنامه ريزي در زندگي هم از ديگر عوامل اضطراب زا هستند.

شايع ترين علامت هاي اضطراب در انسان را مي توان خشک شدن دهان، خشونت، گرفتگي و لرزش صدا، مشکل در عمل بلع، تند شدن ضربان قلب و تنفّس(تپش قلب) لرزش يا پرش عضلات بدن، انقباض و گرفتگي عضلات، سردرد، کمر درد، عرق کرن، تهوّع، اسهال، سرگيجه، برهم خوردن تمرکز، ايجاد مشکل در حافظه و بروز اختلال در روابط اجتماعي و شغلي بر شمرد.

روش هاي پيشگيري و کاهش اضطراب

اول) بالا بردن اعتماد به نفس

يکي از راه هاي غلبه بر اضطراب بالا بردن اعتماد به نفس در شخص است. اين کار مي تواند از طرق مختلفي انجام پذيرد. نخستين موضوع تقويت ارتباط با خدا است. اصولاً افرادي که ارتباط مؤثر و خوبي با خداي خود دارند از اطمينان قلبي و اعتماد به نفس خوبي هم برخوردار هستند. تحقيقات نشان داده است که بيماري هاي رواني ناشي از ناراحتي هاي روحي و مصائب زندگي که امري معمولي در امور تمام انسان هاست در ميان افراد مذهبي که ارتباط معنوي خوبي با خداي خود دارند بسيار کمتر از ساير افراد است. مؤمن واقعي با تکيه بر رابطۀ صميمانه و خالصانه اي که با معبود خود دارد با عناصري همچونن ترس، اضطراب و تزلزل بيگانه است. عبادات به خصوص نماز، دعا و استماع تلاوت قرآن تأثير به سزائي در روحيۀ ما دارد زيرا توجه کامل به خداي متعال و دوري از اشتغالات فکري که در حين نماز و دعا به وجود مي آيد و حتي تا مدتي پس از نماز آثار آن باقي است، باعث ايجاد حالتي از آرامش رواني در فرد مي شود که تأثير مستقيمي در بالا بردن روحيه و در نتيجه افزايش اعتماد به نفس او دارد.

قرآن کريم هم سخن لطيفي در اين زمينه دارد آنجا که مي فرمايد:

الذّينَ آمنوا و تَطمَئِنَ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللهِ ألاَ  بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُ القُلوبُ

حتي برخي مطالعات نشان داده که پخش تلاوت قرآن براي بيماراني که از بيماري هاي روحي رنج مي برند تأثير بسيار شاياني در بهبود بيماري آنها داشته است. بر اين اساس اگر کسي نماز مي خواند اما از سوي ديگر آرامش قلبي لازم را هم ندارد بايد در نحوه ارتباط با خداي خود و نمازش تجديد نظر کند.

علاوه بر اين براي بالا بردن اعتماد به نفس، توجه به توانائي ها و استعداد هاي خود و تکرار آنها در ذهن و به تعبير متخصّصان امر، دادن پيام هاي مثبت به خود نظير «من مي توانم»، «منن از ديگران چيزي کمتر ندارم» و «خدا به من توانائي هاي خوبي داده است که بايد آنرا به ظهور برسانم» و امثال اين پيام ها تأثير شگرفي در روحيه و اعتماد به نفس انسان دارد و البتّه در مقابل آن بايد از دادن پيام هاي منفي استرس آور هم خودداري کرد.

يکي ديگر از راه هاي افزايش اعتماد به نفس به ويژه در مسئلۀ مداحي در حضور جمع، «ميدان ديدن» تدريجي و قرار گرفتن در محيط هائي است که ممکن است استرس زا باشند. مداح بايد به مرور خود را با عرصه هاي مختلف آشنا کرده آنها را تجربه کند و هر بار ياد بگيرد که چگونه بر اضطراب هاي خود غلبه نمايد. اعتماد به نفسي که از آن صحبت مي کنيم چيزي نيست که به يکباره حاصل آيد بلکه تنها گذر زمان و در يک کلام عبور از ميدان ها و عرصه هاي مختلف است که چنين محصولي را به دنبال دارد.

دوم) انديشيدن به زمان حال

انديشيدن به زمان حال و کنار گذاشتن سوابق گذشته از يک سو و رؤياها و آرزوها از سوي ديگر، آرامش ذهني فرد را افزايش مي دهد. اصولاً از ديدگاه متخصّصان امر، مشغول کردن ذهن به کاري که در حال انجام آن هستيم و فکر نکرن به زمينه هاي استرس زاي آن بسيار در کاهش اضطراب مؤثر است. بسياري از افراد در هنگام اجراي مداحي يا اندکي پيش از آن فکر خود را معطوف به اين موضوع مي کنند که ديگران چه قضاوتي دربارۀ نحوۀ خواندن او انجام خواهند داد؟ و يا گاهي بر اساس يک سابقۀ اجراي ناموفق قبلي فکر خود را بي جهت مشغول و درگير آن سابقۀ قبلي ساخته و در نتيجه زمينه هاي اضطراب را براي خود فراهم مي آورند. در حالي که اگر در لحظۀ اجراي مداحي فکر خود را روي اشعار و نحوۀ ارائه بهتر و مطلوب تر متمرکز کنند و به گذشته و يا عواقب احتمالي بعدي فکر نکنند به خودي خود استرس آنها به نحو چشمگيري کاهش خواهد يافت.

سوم) کسب اطلاعات لازم در مورد شرايط تنش زا

اساساً کسي که از محيطي پر نور و روشن وارد فضايي تاريک مي شود، به دليل عدم آگاهي و شناخت از محيط جديد و نداشتن ديد کافي به طور طبيعي دچار اضطراب مي شود. در حالي که اگر بيشتر بداند، فضاي جديدي که در آن وارد شده است داراي چه ابعاد هندسي است و يا چه وسايل و تجهيزاتي در کجاي آن قرار دارد حتي با وجود تاريکي و نبود ديد کافي، بدون هيچ نگراني وارد آن مي شود. بي اطلاعي از موقعيت جديدي که فرد با آن روبرو مي شود نيز همين گونه است. کسب اطلاعات و آگاهي از شرايط موجود در موقعيت تازه اي که فرد با آن مواجه خواهد شد سبب مي گردد وي کمتر دچار دلوالپسي و نگراني شود.

چهارم) ارتباط با افراد و دوستان(اجتماعي بودن)

معمولاً بيشتر کساني که دچار اضطراب مي شوند، تمايلي به برقراري ارتباط با ديگران ندارند و البته خود اين «انزوا طلبي» باعث افزايش استرس و اضطراب در آنها مي شود. در حالي که ارتباط با افراد مختلف به ويژه آنان که مي توانند فرد را به خنده(حتي براي مدتي کوتاه) وادار کنند باعث از ياد بردن نگراني و تشويش در فرد مي شود..

بنابراين کساني که سعي در ارتباط با ديگران دارند طي يک روند زماني بر اضطراب خود غلبه مي نمايند. اصولاً افراد اجتماعي که به سرعت با ديگران ارتباط برقرار مي کنند از آرامش روحي بيشتري هم برخوردار هستند.

پنجم) رژيم غذايي مناسب و سالم

مطالعات دانشمندان نشان داده است که نوع غذايي که مصرف مي کنيم تأثيرات مستقيم و غير مستقيمي در افزايش يا کاهش اضطراب در ما دارد. براي مثال مصرف غذاهاي پر چرب و شيرين، نمک زياد و کافئين و نيز استفاده بيش از اندازه ويتامين هائي مانند A،D ، E وK که با ذخيره شدن در بدن مي توانند اثرات سمّي داشته باشند باعث ايجاد اختلال در بدن و در نتيجه افزايش اضطراب مي شوند. در حالي که استفاده از غذاهاي متنوع و حاوي انواع مواد لازم براي بدن به ميزان متعادل و همچنين نوشيدن حدود 2 ليتر آب در روز، عدم پرخوري و حفظ وزن مناسب موجب کاهش اضطراب مي شود.

ششم) فعاليت بدني منظم

انجام ورزش هاي منظم يکي از راه هاي جلوگيري و درمان اضطراب است. پژوهشگران مي گويند پياده روي تند و سريع به مدت 40 دقيقه در روز به نحو چشمگيري ميزان اضطراب را کاهش مي دهد. علاوه بر اين ورزش کرن باعث بالا رفتن کارآئي دستگاه تنفّس و گردش خون و در نتيجه شادابي فرد مي شود و شادابي، دشمن اضطراب و استرس است.

هفتم) خنديدن

مطالعات روانشناسي ثابت کرده است که خنده از سالم ترين راه هاي جلوگيري از فشار رواني است زيرا به هنگام خنده، جريان خون در مغز افزايش يافته و هورمون هاي ضد درد که موجب احساس خوشي و سلامتي در شخص مي شوند، در مغز آزاد شده و در مقابل ميزان هورمون هاي استرس زا در خون پائين مي آيد و البته کاهش اين هورمون ها در بدن خود به خود اضطراب شخص را کاهش مي دهد.

هشتم) انجام تمرين هاي مخصوص

امروزه بسياري از متخصصان به جاي تجويز داروهاي آرام بخش، از درمان هاي غير داروئي براي درمان بيماراني که از اضطراب رنج مي برند استفاده مي کنند. هر چند استفاده از اين روش ها بيشتر مربوط به کساني است که از اضطراب هاي شديد رنج مي برند اما برخي از آنها مي تواند حتي براي افرادي که در پاره اي از اوقات دچار استرس مي شوند نيز مورد استفاده قرار گيرد.

از آن جمله مي توان به دو موضوع«آرميدگي» و «حساسيت زدائي» اشاره نمود که به طور خلاصه شرح داده مي شود:

در روش آرميدگي(آرام سازي) به فرد ياد  داده مي شود تا ماهيچه هاي بدن خود را به مرور و به ترتيب به آرامش کامل در آورد بدين شکل که درمانگر از فرد مي خواهد پس از کشيدن چند نفس عميق ابتدا ماهيچه هاي يک قسمت مانند دست راست را به حالت انقباض در آورده و بعد آن را شل کند تا وي بتواند احساس شل شدن و آرميدگي را در عضلات آن قسمت درک نمايد. سپس اين تمرين را به ترتيب در مورد تمامي قسمت ها مانند پيشاني، فکّ، گردن و پا ها به اجرا در مي آورد و به اين ترتيب پس از مدت زماني در حدود 15 تا 20 دقيقه فرد به حالت آرميدگي کامل بدن دست مي يابد.

احساس آرامش و راحتي که هر بار پس از انقباض عضلات يک فرد به او دست مي دهد به او کمک مي کند تا بتواند به تدريج بر تنش ها و استرس ها ي خود غلبه کند. به دنبال اين مرحله، مرحله حساسيت زدائي انجام مي شود. در اينجا از فرد تحت درمان خواسته مي شود روي يک کاناپه يا صندلي راحت دراز کشيده و يک صحنه آرامش بخش مانند يک منظره يا چشم انداز زيبا را در ذهن تجسّم کند. سپس از وي خواسته مي شود تا اولين صحنه اضطراب آور را به ترتيب اهميت تجسّم نمايد. در اين حالت اگر وي کمترين اضطرابي را در خود احساس کرد بايد بلافاصله فکر کردن به آن صحنه را قطع و مجدداً به صحنه آرامش بخش قبلي باز گردد. پس از 15 تا 30 ثانيه حالت آرامش، دوباره از وي خواسته مي شود تا همان صحنه اضطراب آور را در ذهن مجسم و مجدداً به حالت قبل بازگردد و اين عمل تا آنجا تکرار مي شود که فرد از تجسم صحنه يا لحظه اضطراب زا، ديگر هيچ اضطرابي را تجربه نکند.

از ديگر روش هاي کاهش تنش و اضطراب در انسان که توسط برخي از افراد متخصص به بيماران توصيه مي شود نوشتن سادۀ هيجانات و احساسات بر روي کاغذ است زيرا نوشتن موجب تسکين فشارها و تنش هاي رواني ناشي از مشکلات و رويدادهاي سخت زندگي مي شود. در واقع نوشتن نوعي تخليه رواني است که اجازه تجمّع آسيب هاي روحي را در شخص نمي دهد همانگونه که بسياري از افراد با صحبت کردنبا ديگران خود را تخليه مي کنند.

منظور از خش در صدا چيست؟

وقتى كه دقيق به صداى خش دار گوش كنيم مى‏بينيم كه در بين صدا رگه‏اى شبيه به يك خط مستقيم وجود دارد كه جنس صداى آن خشن و نامطلوب است و موجب مى‏گردد طراوت، زيبايى، رسايى، شادابى و لطافت صدا از بين برود و خيلى زود خسته شود. دلايل ايجاد خش در صدا عبارتند از:

1 –  گرم نكردن صدا

2 –  عدم استفاده صحيح از تارهاى صوتى

3 – نداشتن تكنيك صحيح

4 –  استفاده زياد و بيش از حد تارهاى صوتى

نكته‏اى كه لازم است دوستان مداح به آن توجه ويژه‏اى بكنند اين است كه براى آنكه عمر صدايشان كم نشود بايد خيلى مراقب صداى خود باشند. اگر به طرز صحيح و اصولى از صداى خود استفاده نكنند، خيلى زود صداى خود را از دست داده و برطرف كردن خش از صدا، تقريبا غير ممكن مى‏گردد اما راه‏هاى برطرف كردن آن عبارتند از:

1 –  استراحت صوتى ( يعنى به فراخور گرفتگى خشى كه در صدا ايجاد شده، مدتى را كه حد اقل 1 ماه مى‏باشد، آواز نخوانيم حتى كمتر صحبت كنيم (

2 –  فراگيرى اصول صداسازى و تكنيك آوازى

3 – داشتن آرامش روحى، روانى در همه حال و دورى از فشارهاى عصبى )عصبانيت و فشارهاى عصبى يكى از آفت‏هاى صدا است(.

با توجه به اينكه مداحان عزيز در اكثر به فراخور حال مجلسى كه در آن قرار دارند شروع به داد زدن و استفاده نادرست از صداى خود مى‏كنند بعضا شاهد آن هستيم كه مرتبا دچار گرفتگى صدا مى‏شوند. اين استفاده نادرست از تارهاى صوتى خود باشند. به موقع و به جا از صداى بپردازند مى‏بايست خيلى خيلى مواظب تارهاى صوتى خود باشند. به موقع و به جا از صداى خود استفاده كنند، از داد و فريادهاى بى مورد خوددارى كنند، حتما قبل از اجرا سيستم صوتى را به دقت چك كنند، سيستم‏هاى صوتى فاقد كيفيت كه صدايى شبيه بلندگوهاى بوقى دارند باعث خسته شدن صدا، فشار به صدا و در نهايت بروز خش مى‏گردد

برچسب , ,

نوشته شده توسط مصطفی محمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود مجله های نور و صدا

Join Now