1394 689 0912 info@golshin.com

اصطلاحات رایج در صدابرداری

GOLSHIN اجرای زنده, مقالات اصطلاحات رایج در صدابرداری

اجرای زنده مقالات

اصطلاحات رایج در صدابرداری

ارسال شده توسط مصطفی محمدی

هام hum :صدایی که اصطلاحآ به آن (( هوا )) می گویند که به دلیل پایین بودن کیفیت ابزارهای صدابرداری به وجود می آید.

نویز Noise :صدای (( ویز )) که در صورت وجود اشکال در یکی از لوازم صدابرداری شنیده می شود.

صدای مونو Mono : سیستم صدای یک باند که نسبتآ قدیمی است و بیشتر برای ضبط صداهای طبیعی (غیر از موسیقی و استودیویی) استفاده می شود مانند صدای انسان.

صدای استریو Stereo : سیستم صدای دو باند (باند چپ و راست) که تقریباً همه دستگاه ها با آن سازگاری دارند و در حال حاضر پرکاربردترین سیستم صوتی می باشد. در این سیستم هر کدام از باندها می توانند جدا کار کنند. به عنوان مثال یکی از آنها موسیقی پخش کند و دیگری صدای خواننده را. باندهای چپ و راست دقیقاً مثل هم هستند و فقط از لحاظ مکانی با هم فرق می کنند

باند میکس Mix Channel : همان صدای استریو هست با این تفاوت که صدای هر دو باند یکی است.

گفتار Narration commentary : صدایی که روی تصویر و صحنه فیلم می آید (و گوینده اش دیده نمیشود) و صحنه را همراهی میکند. گفتار ممکن است شرح خود صحنه باشد و یا ربطی به تصویری که می بینیم نداشته باشد و موضوع دیگری غیراز واقعه روی پرده را بیان کند. به این اصطلاح «Voice-over» نیز گفته میشود.

صدای مستقیم Direct sound : صدای سرصحنه، صدابرداری از صحنه در حین و مقارن با فیلمبرداری.

صدای مغناطیسی Magnetic sound : صدایی که بر نوار مغناطیسی ضبط شده باشد مثل نوار ضبط صوت. موقع فیلمبرداری، صدا (شامل گفتگوها و سروصداها) جداگانه بر نوار ضبط میشود. این نوار بعداً با نوار موسیقی ترکیب (mix) میشود و در دستگاه «ترکیب کننده» (mixer) به صورت یک نوار تصویری، بر حاشیه فیلم ضبط میگردد و صورت صدای اپتیک را به خود می گیرد. در مواردی یک حاشیه و مغزی باریک نوار مغناطیسی در کناره ی فیلم میدهند و صدا بر این حاشیه ضبط میگردد.

سروصداهای متفرقه Sound Effects : تمام صداهای فیلم به جز گفتگوها و موسیقی،سروصداهای مختلف (صدای پا،موتور اتومبیل، ریزش آب، غرش هواپیما و غیره).

بوم Boom : دسته بلندی که میکروفن صدابرداری را موقع فیلمبرداری بر سر آن نصب می کنند و خارج از حوزه دید دوربین بالای سر هنرپیشه ها نگاه میدارند و همراه با حرکت آنان این طرف و آنطرف میبرند.

Attack : اتک یک بازه زمانیه که برا کنترل های روی سیگنال استفاده میشه و مستقیماً با ترشهولد (Threshold) در ارتباطه.

Balance: به مقدار صدا (Volume) بین کانال ها چپ و راست یک سیگنال گفته میشه

Bandwidth: به رنجه فرکانسی یک سیگنال صوتی گفته میشه که میشه روش پروسس (Process) کرد. (مطلوبه که فرکانس های شنیداری توسط انسان ۲۰hzتا ۲۰khz).

Bypass : این کنترل این اجازه رو میده تا کلیه عملیاتی که روی سیگنال انجام دادید خنثی کنید با خنثی کردن موقت میشه تفاوت سیگنال واقعی و سیگنال پروسس (Process) شده رو درک کرد.

Channel Fader : این کنترل برای تنظیم مقدار صدا (Volume) استفاده میشه.;

Crossfader : مشابه Channel Faderعمل میکنه با این تفاوت که فید کردن کانال های مختلف به همدیگه استفاده میشه.

Crossfader Reverse : عملکرد این فیدر هم مثل بقیه هست ولی باز با این تفاوت که این فیدر معکوس شدن یک سیگنال رو به صورت افقی مقدار دهی میکنه.

De Esser : یک عملگر روی سیگناله که میتونه صداهایی که فرکانس بالایی داره مثل صداهای س و ش رو کنترل کنه(نکته: این قبیل صداها به Hissing Noiseمعروف هستند.)

Delay: یک کنترل که یک سیگنال رو میتونه چندین بار به طور متوالی تکرار کنه. (شاید اکو ساده ترین مثال باشه.)

Dump: یک مقدار حافظه برای رابط های که مقدار اطلاعاتی رو که رابط به دستگاه میرسونه رو در نظر میگره.

Dynamic: در واقع یک صفته به این مفهوم که تغییرات شدت امواج طبیعی رو در یک دوره زمانی بررسی میکنه.

Dynamic range: همون محدوده دینامیکی هست که قابل شنیدن و پروسس (Process) شدن باشه.

Enhancer: یک کنترل بر روی سیگنال های با فرکانس تقریباً بالا یا بالا که باعث رزولیشن (Resolution) بیشتر سیگنال میشه.

Equalizer: اکولایزر یا همون EQیک کنترل بر روی سیگنال که روی طبقه بندی فرکانس ها بر اساس پایین بودن تا بالا بودنشون دلالت میکنه. بهتره بگم سیگنال بر اساس شدتشون روی یک نمودار فرضی طبقه بندی میشن. اکولایزر کنترل کامل شما رو روی این نمودار برقرار میکنه تا به فرکانسی که می خواین برسین.

Exciter: مثل Enhancerعمل میکنه با این تفاوت که این کار رو با اضافه کردن یک فرکانس مشابه فرکانس اصل انجام میده.

Compressor: کمپرسور یک کنترلر روی فرکانس هاست که تعیین میکنه فرکانس از چه آستانه ای چه مقدار کم و چه مقدار زیاد بشه و به طور خلاصه فرکانس رو به یک میانگینی می رسونه.
Expander: این کنترل بوسیله کنترلش روی دینامیک رنج و دسترسی به Fade outسیگنال میتونه یک فرکانس رو منبسط کنه.
Feed back: به فرکانس خروجی یک سیگنال وقتی که دوباره به ورودی برگرده فید بک میگن
Gain: یک کنترل که مستقیماً مقدار ورودیه یک کانال رو کنترل میکنه و مقدار صدا (Volume) یک فرکانس رو از ورودیش تنظیم میکنه.
High Pass Filter: یکی از تنظیماتی هست که روی فرکانس ها صورت میگیره و به این مفهومه که فرکانس ها بالا نگه داشته میشن و بقیه قرکانس ها حذف میشن.
High Cut Filter: دقیقاً بر عکس های پاس (Pass) عمل میکنه یعنی فرکانس های بالا رو حذف میکنه… .
Interface: یک رابط استاندارد که برای انتقال اطلاعات بین اجزای یک سیستم به کار میره.
Limiter: لیمیتر یکی دیگه از کنترل کننده های دینامیک رنجه که شباهت زیادی به کمپرسور داره اما در محدود کردن فرکانس های حجم دار خیلی قوی تر از کمپرسور عمل میکنه.
Low Pass Filter: این کنترل دقیقا کاره High cut filterرو انجام میده.
Low Cut Filter: این کنترل دقیقا کاره high pass filterرو انجام میده.
Mic In: برای اتصال میکروفون استفاده میشه. بیشتر میکروفون ها از منبع تغذیه استفاده میکنند.
MIDI : مخفف کلمه Musical Instruments Digital Interfaceیعنی رابط دیجیتال آلات موسیقی. سازهای الکترونیکی برای تبدیل شدن به یک الگوی دیجیتالی (همون فایل های MIDI) از این استاندارد استفاده میکنن.
Noise : نویز یک فرکانس زائده که شکل های مختلفی داره اما در کل همه نویز ها به صداهای مزاحم موصوم هستند و از عوامل زیادی تولید میشن یکی از عوامل استفاده ازکابل های نامناسبه.
Panorama: یک عملگر روی فرکانس ها روی دستگاه های الکترونیکی است که برای تثبیت فرکانس به مقدار مورد نظر روی یک باندعمل میکنه.
Parameter: یک مقدار متغیر برای مقدار دهی کاراکترهای یک دستگاه الکترونیکی.
Preamplifier: تمام سیگنال ها برای تقویت صدا باید باید به یک حده مطلوبی رسیده باشن و یه یک درجه ای تقویت شده باشن. پری آمپ ها این وظیفه رو انجام میدن.
RCA: کانکتور های (RCA connector) بدون بالانس هستند که برای انتقال صدا به صورت آنالوگ استفاده میشن.
Release: یکی از کنترل های کمپرسور که مقداری برای حارج شدن عمل کمپرس تعیین میکنه
Signal To Noise Ratio: یک مقدار مطلوب برای تعیین نقطه بین دامنه سیگنال و دامنه نویز در یک زمان خاص.
Mute: این کنترل این قابلیت رو میده تا سیگنال رو ازخروجی ببندیم.
Soft Mute: مشابه muteعمل میکنه با این تفاوت که مخصوص استفاده در مدارات الکتریکیه. و برای جلوگیری از آسیب پذیری سیستم استفاده میشه بارز ترین نمونه این مورد میشه به فانتوم پاور (Phantom Power) اشاره کرد.
Solo: این قابلیت رو میده تا شما یک یا چند سیگنال خاص رو به طور متمایز از بقیه سیگنال ها بشنوید و که از این مورد در میکس به وفور استفاده میشه.
Threshold: ترشهولد مهمترن کنترل کامپرسوره که آستانه صدایی که قراره روش کنترل بشه رو تعیین میکنه البته ترشهولد در جاهای دیگه ای مثل لیمیتر ها هم استفاده میشه.
Terempo: یک دوره نوبتی برای تغییر مقدار صدا (Volume)
Tempo: یک مقدار برای تعیین سرعت اجرای قطعات و آهنگ ها. میانگین این مقدار در محدوده عدد ۱۲۰ قرار داره. واحد این ویژگی BPMهست که مخفف عبارت Beat per minute; هست به معنی ضرب در دقیقه.
Vibrato: یک دوره گردشی برای تغییر شیب فرکانس هاست.
Virtuso: به طور اتوماتیک وار ترشهلد رو برای تقسیم فرکانس ها روی چندین باند تنظیم میکنه.که یکی دیگه از ویژگی های کمپرسوره های دینامیکیه.
VSP: وی اس پی یک مقدار متغیر برای سیگنال های صوتیکه که شدت EnhancerوExciterپروسس (Process) شده روی سیگنال اصلی کنترل میکنه.
VCA: وس سی ای کنترل کننده ولتاژه آمپلیفایر هست که برای کنترل بهتر در این سیستم از فیدر هایی برای مقدار ولتاژ استفاده میشه.
Zone Level: اسم دیگه این کنترل Booth level controlهست که برای نمایش صدا (Volume) خروجی استفاده میشه و اغلب در دی جی مانیتور ها استفاده میشه.
Chromatic Tuner: یک تنظیم کننده بسار قوی که میتونه با یک سری الگوریتم ها روی ۱۲ نیم پرده در یک اکتاو وارد عمل بشه از این تیونر در گیتار باس استفاده میشه.
BI-Amping: از این مورد برای استفاده از ۲ آمپلیفایر استفاده میشه. یک سیگنال برای استفاده اول باید تقسیم بندی بشه به فرکانس های قوی و ضعیف قابل استفاده (شنیدن) که در این مورد از این ویژگی استفاده میشه.
AES: یک اصطلاح که مخفف عبارت audio engineering societyبه معنای جامعه مهندسان صدا
Ambience: نتیجه بازتاب صدا در یک فضا و محدوده مشخص.ambinenceمیتونه توی موسیقی بوسیله ارتعاشات صدا بوجود بیاد.

Chord: اجرای همزمان ۳ نت متمایز یا بیشتر در یک محدوده زمانی.

Chorus: یک افکت که صدا رو چندگانه میکنه و این کار با delayو pitchهای مشخص انجام میگیره.

Chromatic: یک مقیاس برای مشخص کردن فرکانس های نیم پرده.

control voltage : که یک کنترل نوسانات فرکانسی در سینسایزرها.

Flanger: یک افکت صدا که از طریق delay feedbackتولید میشه و روی صدا تاثیر خاصی میزاره.

FX : افکت.

Hz: یا همون هرتز واحد اندازه گیری فرکانسه.

Inductor: به زمان های به هدر رفته فرکانسی گفته میشه مثل خالی بودن در بعضی قسمت های فرکانس.

I/O : مخفف input/outputهست به معنای خروجی و ورودی که در همه سیستم های الکترونیکی وجود داره.

Jack: به طور معمول برای کانکتور های صدا استفاده میشه که میتونه مونو یا استریو باشه

Pitch Shifter: یک افکت که با تغییر در مدت زمان فرکانس و دامنه فرکانس و کم و زیاد کردن آن صدا رو به صورت شبیه سازی شده تغییر گام میده.

PZM: مخفف Pressure Zone Microphoneکه یک محدوده فشار هوا برای میکروفون ها به حساب میاد.

Reverb: یک آمبینس آکوستیک شده که در یک فضا ایجاد میشه و از بازتاب های بسیار متهد شکل میگیره.

آمبیانس Ambience : صدای محیط.

ولوم میتر Volume Meter : هر وسیله ای که میزان بلندی صدا را نشان می دهد (منظور رقص نور نیست). در برنامه های مونتاژ قسمتی وجو دارد که موقع پخش صدا، با تغییر رنگ، مقدار بلندی صدا را نمایش میدهد.

دیستورت Distorted (صدای خراب) : صدایی که بیش از اندازه قوی باشد و باعث شود نمایشگر میتر به آخرین درجه برسد. اولین شرط صدای خوب دیستورت نبودن آن است.

لول (Level) گیری: تنظیم قدرت صدا به نحوی که صدا دیستورت نباشد.

برچسب , ,

نوشته شده توسط مصطفی محمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود مجله های نور و صدا

Join Now